من به مراسم عقد خاله جون رفتم
دیروز من و مامانی و داداشی وپاپا جونی آماده شدیم . آماده شدیم برای رفتن به مراسم .
اینجور که مامانی وپاپایی صحبت میکردند عقد خاله منیژه بود من نمیدونستم عقد چیه فقط خاله جونو میشناختم .![]()
بعد از آماده شدن راه افتادیم که بریم به مراسم رفتیم ماشین سوارشیم پاپایی هرکاری کرد ماشین روشن نشد بعد مجبور شد ماشینو سریعتر درست کنه با اون لباسا ماشینو راه انداخت ولی لباسای پاپایی همه سیاه شده بود حتی صورت پاپایی .خلاصه را ه افتادیم ورفتیم. 
ما دیر رسیده بودیم همه چیز تمام شده بود فقط به آخرای جشنشون رسیده بودیم بعد دیدم خاله جون لباس عروس پوشیده تا منو دید بغلم کرد ومنو بوسید تو اون جشن همه شاد بودندو میخندیدند منم جشنو دوست داشتم خیلی خوش گذشت.
اینم از مراسم عقد خاله جون .![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


من به مراسم عقد خاله جون رفتم
